به آرامی آغاز به مردن میکنی، اگر سفر نکنی، اگر چیزی نخوانی، اگر به اصوات گوش ندهی، اگر از خودت قدردانی نکنی.

به آرامی آغاز به مردن میکنی، زمانیکه خود باوری را در خودت بکشی، وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.

به آرامی آغاز به مردن میکنی، اگر برده ی عادات خود شوی، اگر همیشه از یک راه تکراری بروی، اگر روزمرگی را تغییر ندهی، اگر رنگهای متفاوتی به تن نکنی یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی.

تو به آرامی آغاز به مردن میکنی، اگر از شور و حرارت از احساسات سرکش و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وا میدارند و ضربان قلبت را تندتر میکنند دوری کنی.

تو به آرامی آغاز به مردن میکنی، اگر هنگامی که با شغلت شاد نیستی آنرا عوض نکنی، اگر برای مطمئن در نا مطمئن خطر نکنی، اگر ورای رویاها نروی، اگر به خودت اجازه ندهی که حداقل یکبار در تمام زندگی ات ورای مصلحت اندیشی بروی.

امروز زندگی را آغاز کن...

امروز مخاطره کن...

امروز کاری بکن...

نگذار به آرامی بمیری...

شادی را فراموش نکن.